آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 18 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

استانبول

  سلام عزیز دل مامان دردونه مامان خیلی خوشحالم که خاطرات سفر دیگه ای رو برات می نویسم امیدوارم یه چیزهایی رو به خاطر بیاری. 21 مرداد تا  26 مرداد رو در استانبول بودیم. یه سفر خوب و به یاد موندنی دیگه. البته برا من کمی سخت بود چون نمی تونستم فرز باشم اما تا جایی که تونستم گشتیم و گشتیم. جاهایی رفتیم که قبلا نرفته بودیم مثل آکواریوم و ویالند .  یکی از پلاژهای  بویوک آدا. اما آخر پرواز زیاد تاخیر داشت جای 10.30 شب ساعت 3:40 صبح  انجام شد و ما از 8 فرودگاه آتاتورک علاف بودیم!!! امان از تاخیرهای پروازهای ایران!! این باعث شد خیلی خسته شیم. پاهام به شدت ورم کرده بود و به سختی راه میرفتم. چه میشه ک...
28 مرداد 1394

22 ماهگی

عزیز تر از جانم خانومم به سلامتی 22 ماهگی رو هم پشت سر گذاشتی. هنوز کم غذا و گاهی روزه ای!!!!! دوستت دارم عزیزم. شیطون شدی حسابی با خودت حرف می زنی. کاملا متوجه حرفامون میشی. خودت کفشهات رو میبندی و خودت باز می کنی. جارو میکشی فقط با دسته!!!! خیلی نازی دخترم. دوست داری دمپایی و کفش من و بابا رو بپوشی و بگردی. وقتی نتونی پاتو زمین می کوبی. تا حرف ددر می شه بدو بدو دم در آماده ای. حسابی از سفر ها لذت میبری . خیلی از حروف رو تلفظ می کنی اما هنوز حرف نمی زنی. دیگه نمی خوام نگران باشم. هر وقت خدا خواست شروع می کنی به حرف زدن. ما تلاشمون رو میکنیم. شما کمی کم لطفی. برات کتاب زیاد می خونیم باهات حرف می زنیم. شهر و قص...
16 مرداد 1394

مشهد

 آنیل خانم سلام سلام عزیز مامان و بابا هنوز خستگی سفر شمال از تن نرفته  بار سفر بستیم به مشهد. آنا من و شما  رو مهمان برد مشهد به این ترتیب دوشنبه 5مرداد با پرواز 8:45 دو مامان و دو دختر عازم مشهد شدیم. حیف که بابا نشد مرخصی بگیره و همراهمون باشه. این اولین سفر شما به مشهد بود دخترم. حسابی خوش گذشت.هر جا تونستیم رفتیم و یه دل سیر زیارت.  اما به خاطر ازدحام نزدیک ضریح هم نرفتم. هم شما بغلم بودی و از شلوغی زدی زیر گریه هم  داداش کوچولو ی شما اذیت میشد که. حالا هر دوتون مشهدی شدین. از آنا بابت این مهمانی زیبا ممنونیم.           ...
10 مرداد 1394
1